یلدا بدون در زدن
شب یلدا هنوز بلندترین شب سال است اما دیگر همیشه بلندترین شب دورهمی نیست، در خانههایی که روزگاری صدای خنده، بوی هندوانه و حافظخوانی تا نیمههای شب ادامه داشت حالا گاهی فقط نور سرد صفحه تلفنها روشن میماند. با این حال در دل همین تغییرات راههای تازهای برای زنده نگهداشتن صلهارحام در حال شکلگیری است ، راههایی نو شاید متفاوت اما همچنان ریشهدار. این گزارش روایتی است از یلدای امروز در تبریز شهری که میان سنت و تکنولوژی بهدنبال حفظ پیوندهای خانوادگی است.
یلدا روی منوی لاکچری
یلدا همیشه بوی خانه میداد بوی انار و هندوانه، خندههای جمع و گرمای کنار هم بودن. اما حالا، در تبریز، این شب بلند، روی میز رستورانهای لاکچری سر برآورده است. سفرههای خانگی جای خود را به منوهای پر زرق و برق دادهاند و صندلیهای رزروی پر شدهاند. یلدا دیگر فقط شبِ حضور نیست؛ شبِ پرداخت، رزرو و تجربه لوکس شده است.
تبریزِ خیس، امیدِ گمشده/ وقتی تاکسیها ناپدید میشوند!
باران میبارد و خیابانهای تبریز مثل آینههای بزرگ خیس میشوند. هر قطره باران که روی چترم میخورد، یادآور همان روزهای همیشگی است: هیچ تاکسیای توقف نمیکند و مردم در انتظار، خیس و بیحوصله، در صفها جا خوش میکنند. دستم را بالا میبرم، فریاد میزنم: تاکسی!، اما چیزی جز انعکاس چراغهای قرمز و صدای لاستیکهای خیس بر آسفالت نمیشنوم. امروز هم همان داستان قدیمی، تکراری و خندهدار ، البته نه از سر خوشی، در حال اجراست: وقتی باران میآید، گرفتن تاکسی در تبریز شبیه شکار یک رؤیاست.
روایت دیگری از ارس: جنجالها برای چه بود؟
مستندات اداری از روند قانونی انتصابات در ارس حکایت دارد.
ترافیک تبریز؛ بحران یا شوخی تلخ روزمره؟
جارچی آذربایجان؛ اعظم نعیمی/ تبریز، قطب اقتصادی و فرهنگی شمالغرب کشور، هر روز با گرههای سنگین ترافیکی در شریانهای اصلی خود دست و پنجه نرم میکند. ساعات اوج ترافیک، بهویژه در محورهای کلیدی منتهی به مرکز شهر، دیگر یک استثنا نیست، بلکه به یک روال ثابت و آزاردهنده تبدیل شده است. این ازدحام و توقفهای […]
نشست تخصصی روز جهانی مبارزه با خشونت بر زنان در تبریزبرگزار شد/ از بررسی خشونتهای پنهان بر زنان تا ضرورت مطالبهگری
نشست تخصصی به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت بر زنان توسط شعب استانی سه حزب جمعیت زنان مسلمان نواندیش، مجمع زنان اصلاح طلب و جمعیت حمایت از حقوق بشر زنان در تبریز برگزار شد.
آخرین جادوگر تبریز/۴۰ سال تقلا برای یک لبخند؛ روایت مردی که شادی را رها نکرد
در یکی از شلوغترین چهارراههای تبریز، جایی میان همهمه تاکسیها و سایه مغازههای قدیمی، هنوز چراغ کوچک مغازهای روشن است که از سال ۱۳۶۰ لبخند میفروشد. علی شاهاحمدیان پیرمردی که نسلها او را با جادوی ساده و شادیهای کوچک میشناسند، همچنان کنار قفسههای رنگارنگ شعبدهبازی ایستاده و اصرار دارد حتی در سختترین روزها، مردم سهمی از شادی داشته باشند.
زباله گردی زنان و کودکان مهاجر/ آینه تلخ زندگی در تبریز
ساعت دوازده و نیم شب در خیابان بهار تبریز، دو زن با دو کودک، میان زبالهها به دنبال زندگی میگردد؛ زنان و کودکان مهاجری که مجبور شدهاند برای بقا، دل به پلاستیکها و زبالهها بسپارند…
مرگ آرامِ هوا در تبریز / آلودگی ریههای تبریز را میدَرَّد!
هوای تبریز دیگر فقط سنگین نیست؛ انگار دست نامرئیای هر صبح، گلوهای مردم شهر را فشار میدهد. این گزارش روایتی است از شهری که روزش با تاریکی آلودگی آغاز میشود و شبش با سرفههای ممتد ادامه پیدا میکند؛ شهری که نفسهایش شمارهدار شدهاند.





































