دوشنبه, ۱۶ شهریور , ۱۴۰۵ | Monday, 7 September , 2026
همسرم با ایمان به مکتب سردار سلیمانی، راه شهادت را برگزید 08 دی 1404

همسرم با ایمان به مکتب سردار سلیمانی، راه شهادت را برگزید

همسر شهید سردار فرزاد بهمن نیا گفت: همسرم با ایمان به مکتب سردار سلیمانی، راه شهادت را برگزید.

تبریز؛ خط مقدم بصیرت و ولایت در حماسه‌آفرینی 06 دی 1404

تبریز؛ خط مقدم بصیرت و ولایت در حماسه‌آفرینی

وقتی غبار فتنه فضا را تیره کرده بود، تبریز بی‌درنگ به میدان آمد؛ شهری که پیش از آن‌که تردید فراگیر شود، با بصیرت و وفاداری به ولایت ایستاد و بار دیگر خود را در خط مقدم حماسه ۹ دی قرار داد.

یلدا در خوابگاه؛ جایی که دلتنگی از انار سرخ‌تر است 30 آذر 1404

یلدا در خوابگاه؛ جایی که دلتنگی از انار سرخ‌تر است

شب يلداست، اما خوابگاه بوي خانه نمي‌دهد. براي همه دختراني که اين شب را در خوابگاه سر کرده اند کاملا ملموس است اينجا نه صداي خنده‌ي جمعي خانواده‌ها مي‌آيد و نه سفره‌اي که مادر با وسواس پهنش کرده باشد. اين‌جا، در اتاق‌هاي کوچک خوابگاه دخترانه، هر کس با سهمي از دلتنگي نشسته و يلداي خودش را سر مي‌کند.

شبِ بلند، جمعِ کوتاه 30 آذر 1404

شبِ بلند، جمعِ کوتاه

یلدا قرار نبود شبِ خالی‌ماندن باشد قرار بود طولانی‌ترین شب سال، کوتاه شود با بودنِ هم. اما حالا در بعضی خانه‌های تبریز، یلدا بیشتر شبیه مکثی تلخ است؛ مکثی میان خاطره و واقعیت. چراغ‌ها روشن‌اند، سفره پهن است، اما خانواده کامل نیست. نه به‌خاطر قهر، نه الزاماً مرگ؛ به‌خاطر فاصله‌ای که آرام آمده و حالا نشسته وسط خانه.

یلدا بدون در زدن 29 آذر 1404
وقتی پیوندهای فامیلی از کرسی‌ها به صفحه‌های روشن کوچ کردند؛

یلدا بدون در زدن

شب یلدا هنوز بلندترین شب سال است اما دیگر همیشه بلندترین شب دورهمی نیست، در خانه‌هایی که روزگاری صدای خنده، بوی هندوانه و حافظ‌خوانی تا نیمه‌های شب ادامه داشت حالا گاهی فقط نور سرد صفحه تلفن‌ها روشن می‌ماند. با این حال در دل همین تغییرات راه‌های تازه‌ای برای زنده نگه‌داشتن صله‌ارحام در حال شکل‌گیری است ، راه‌هایی نو شاید متفاوت اما همچنان ریشه‌دار. این گزارش روایتی است از یلدای امروز در تبریز شهری که میان سنت و تکنولوژی به‌دنبال حفظ پیوندهای خانوادگی است.

یلدا روی منوی لاکچری 28 آذر 1404

یلدا روی منوی لاکچری

یلدا همیشه بوی خانه می‌داد بوی انار و هندوانه، خنده‌های جمع و گرمای کنار هم بودن. اما حالا، در تبریز، این شب بلند، روی میز رستوران‌های لاکچری سر برآورده است. سفره‌های خانگی جای خود را به منوهای پر زرق و برق داده‌اند و صندلی‌های رزروی پر شده‌اند. یلدا دیگر فقط شبِ حضور نیست؛ شبِ پرداخت، رزرو و تجربه لوکس شده است.

تبریزِ خیس، امیدِ گمشده/ وقتی تاکسی‌ها ناپدید می‌شوند! 18 آذر 1404

تبریزِ خیس، امیدِ گمشده/ وقتی تاکسی‌ها ناپدید می‌شوند!

باران می‌بارد و خیابان‌های تبریز مثل آینه‌های بزرگ خیس می‌شوند. هر قطره باران که روی چترم می‌خورد، یادآور همان روزهای همیشگی است: هیچ تاکسی‌ای توقف نمی‌کند و مردم در انتظار، خیس و بی‌حوصله، در صف‌ها جا خوش می‌کنند. دستم را بالا می‌برم، فریاد می‌زنم: تاکسی!، اما چیزی جز انعکاس چراغ‌های قرمز و صدای لاستیک‌های خیس بر آسفالت نمی‌شنوم. امروز هم همان داستان قدیمی، تکراری و خنده‌دار ، البته نه از سر خوشی، در حال اجراست: وقتی باران می‌آید، گرفتن تاکسی در تبریز شبیه شکار یک رؤیاست.

روایت دیگری از ارس: جنجال‌ها برای چه بود؟ 13 آذر 1404

روایت دیگری از ارس: جنجال‌ها برای چه بود؟

مستندات اداری از روند قانونی انتصابات در ارس حکایت دارد.

ترافیک تبریز؛ بحران یا شوخی تلخ روزمره؟ 10 آذر 1404

ترافیک تبریز؛ بحران یا شوخی تلخ روزمره؟

جارچی آذربایجان؛ اعظم نعیمی/ تبریز، قطب اقتصادی و فرهنگی شمال‌غرب کشور، هر روز با گره‌های سنگین ترافیکی در شریان‌های اصلی خود دست و پنجه نرم می‌کند. ساعات اوج ترافیک، به‌ویژه در محورهای کلیدی منتهی به مرکز شهر، دیگر یک استثنا نیست، بلکه به یک روال ثابت و آزاردهنده تبدیل شده‌ است. این ازدحام و توقف‌های […]