جارچی آذربایجان ؛ سمیه گل محمدی/ شب یلدا همچنان یکی از مهمترین آیینهای خانوادگی در فرهنگ آذربایجان به شمار میرود؛ شبی که سنت، حافظه جمعی و پیوند خویشاوندی را به هم گره میزند. با این حال، مشاهدات میدانی خبرنگار ما در شهر تبریز نشان میدهد که دوری اعضای خانواده از یکدیگر در شبهای آیینی، بهویژه یلدا، به پدیدهای رو به گسترش تبدیل شده است؛ پدیدهای که آرام، بیسر و صدا و بدون واکنش جمعی، در حال عادیشدن است.
در بسیاری از خانوادهها، یلدا دیگر شب جمعشدن همه نیست. یا یکی سرِ کار است، یا یکی مهاجرت کرده، یا فاصله عاطفی اجازه نشستن دور یک سفره را نمیدهد. نتیجه، خانههایی است که آیین در آنها برگزار میشود، اما معنا نه.
یلدایی که ناقص برگزار میشود
در اکثریت محلههای تبریز، نمونههای متعددی از این یلدای ناقص دیده میشود خانوادهها جمع میشوند، اما جای یکی خالی است غیبتها گاهی موقتی و گاهی مزمناند.
آقا محمد یکی از شهروندان ۵۸ ساله تبریزی میگوید: یلدا که میشه، همهچی سر جاشه؛ جز خودِ آدمها. انگار رسم مونده، ولی روحش رفته.
آسیب پنهان شبهای آیینی
دکتر سحر کریمی، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه خانواده در تبریز، معتقد است که شبهای آیینی، نقش مهمی در تثبیت پیوندهای خانوادگی دارند.
این جامعه شناس تبریزی میگوید: آیینهایی مثل یلدا، فقط مناسبت نیستند؛ اینها لحظههای ترمیم روابطاند. وقتی خانواده در این شبها کنار هم نیست، فاصلهها فقط حفظ نمیشوند، عمیقتر هم میشوند.
کریمی در ادامه سخنان خود مطرح می کند: تکرار غیبت در این شبها، به مرور حس تعلق خانوادگی را تضعیف میکند.
اقتصاد، اولین عامل غیبت
یکی از دلایل اصلی دوری از خانواده در شب یلدا، فشارهای اقتصادی است. کارگران شیفت شب، رانندگان، نیروهای خدماتی و پرستاران، از جمله گروههایی هستند که اغلب امکان حضور در این شبها را ندارند.
علی، ۳۲ ساله و راننده بینشهری در تبریز، میگوید: یلدا یعنی کار بیشتر. خانواده میفهمن، ولی فهمیدن با کنار هم بودن فرق داره.
کارشناسان تأکید میکنند که این نوع دوری، انتخاب شخصی نیست، بلکه پیامد شرایط اقتصادی و ساختارهای شغلی است.
مهاجرت و خانوادههای پراکنده
مهاجرت تحصیلی و شغلی به شهرهای بزرگ یا خارج از کشور، یکی دیگر از عوامل اصلی دوری خانوادگی در شبهای آیینی است. بسیاری از خانوادههای تبریزی، سالهاست یلدا را با تماس تصویری برگزار میکنند.
مریم، ۲۵ ساله، که خواهرش ساکن خارج از کشور است، میگوید: تماس میگیریم، میخندیم، فال میگیریم، ولی وقتی تماس قطع میشه، خونه ساکت میمونه.
حضور فیزیکی، غیبت عاطفی
حتی در خانوادههایی که همه اعضا در یک مکان جمع میشوند، نوع دیگری از دوری مشاهده میشود؛ دوری عاطفی. تلفنهای همراه، گفتوگوهای حداقلی و نبود ارتباط عمیق، باعث شده برخی یلداها بیشتر شبیه یک توقف کوتاه باشند تا یک دورهمی واقعی.
دکتر کریمی در این باره میگوید: خطرناکترین شکل دوری، وقتی است که همه حضور دارند، اما کسی با کسی ارتباط ندارد.
عادیشدن فاصلهها
یکی از مهمترین آسیبها، عادیشدن دوری است. نسل جوان، نبودن در شبهای آیینی را امری طبیعی تلقی میکند. این عادیسازی، آیینها را به پوستهای خالی تبدیل میکند؛ رسمی بدون معنا.
*
شب یلدا در تبریز امروز، بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه و بازنگری است. آسیبشناسی دوری از خانواده در شبهای آیینی نشان میدهد که این فاصله، نه ناگهانی است و نه بیهزینه. هر غیبت، هر تماس جایگزین، هر صندلی خالی، نشانه تغییری عمیق در ساختار خانواده است.
اگر یلدا قرار است همچنان شبِ باهمبودن بماند، باید دوباره برای خانواده وقت ساخت؛ نه فقط در تقویم، بلکه در سبک زندگی. شاید هنوز هم بتوان یلدا را نجات داد، اگر نگذاریم دوری، به عادت تبدیل شود.















































