تبریز، شهری که هنوز «نه» را بلند می‌گوید
تبریز، شهری که هنوز «نه» را بلند می‌گوید
در روزی که خیابان‌های تبریز رنگ پرچم گرفت و صدای سرود در هوا پیچید، چیزی فراتر از مراسم سالانه دیده می‌شد. روحی زنده، تاریخی که هنوز می‌تپد و نسلی که تصمیم گرفته است استکبارستیزی را نه در گذشته، بلکه در زندگی امروز خود معنی کند.

جارچی آذربایجان/ سیزدهم آبان امسال در تبریز، فقط یک روز تقویمی نبود. جمعیتی که در میدان ساعت گرد آمده بودند، نشان دادند که استکبارستیزی در این شهر هنوز یک باور زنده است. در میان این جمعیت، نسل‌های مختلفی حضور داشتند؛ از نوجوانانی که شاید تاریخ را فقط در کتاب‌ها خوانده باشند، تا پیرمردانی که روزگاری شعار را نه فقط شنیده بلکه زندگی کرده‌اند.

در همان ابتدای مراسم، نگاه‌ها به پرچم‌های برافراشته و پلاکاردهایی جلب می‌شد که روی آن نوشته شده بود: «متحد و استوار مقابل استکبار». این جمله نه یک شعار احساسی، بلکه خلاصه‌ای از تاریخی است که مردم این شهر سال‌ها با خود حمل کرده‌اند.

برای فهم این فضا، لازم بود پای صحبت چند نفر از حاضران بنشینیم.

یک دانش‌آموز دبیرستانی با هیجان خاصی می‌گفت: ما یاد گرفته‌ایم که هیچ وقت وابسته نباشیم. این فقط درباره سیاست نیست. حتی در درس خواندن هم باید روی پای خودمان بایستیم. استکبار یعنی اینکه کسی بخواهد برای زندگی تو تصمیم بگیرد. ما این را نمی‌پذیریم.

این حرف ساده، یک نکته مهم دارد. نسل امروز استکبارستیزی را به معنای استقلال شخصی و فکری می‌فهمد. نه فقط در سطح کشور، بلکه در سطح هویت فردی.

کمی آن‌طرف‌تر، مردی حدودا پنجاه ساله که خود را «بازاری قدیمی» معرفی می‌کرد گفت: قدیم‌ترها پدرم همیشه می‌گفت عزت از سفره خانه شروع می‌شود. اگر خودت باشی و خودت بسازی، هیچ قدرتی نمی‌تواند تو را تحقیر کند. امروز هم همان است. ما اگر خودمان تولید کنیم، خودمان فکر کنیم و خودمان تصمیم بگیریم، هیچ استکباری توان تحمیل ندارد.این نگاه، همان پیوند اقتصاد، فرهنگ و عزت اجتماعی را نشان می‌دهد. استکبارستیزی فقط سیاست خارجی نیست. ریشه در زندگی روزمره دارد.

در این راهپیمایی، حضور زنان نیز چشمگیر بود. نقش آن‌ها در انتقال فرهنگ و باورهای هویتی همیشه اساسی بوده است. یکی از بانوان شرکت‌کننده گفت:ما مادرها اولین معلم‌های فرزندانمان هستیم. اگر ما روحیه مقاومت و عزت را در خانه حفظ کنیم، جامعه خودش پابرجا می‌ماند. استکبارستیزی یعنی تربیت فرزندانی که خودباوری داشته باشند.

از میان دانشجویان هم صدایی متفاوت شنیده شد. علی یکی از دانشجویان رشته جامعه‌شناسی گفت: چالش امروز ما با گذشته فرق دارد. امروز استکبار می‌تواند در قالب رسانه، سبک زندگی و تقلید کورکورانه ظاهر شود. اگر فکر نکنیم، اگر سوال نپرسیم، اگر هویت خود را رها کنیم، استکبار همین جا در ذهن ما اتفاق می‌افتد. این نگاه، تعریف مدرن استکبارستیزی است؛ مبارزه با بی‌هویتی.

در تبریز، این مفهوم سابقه‌ای طولانی دارد. از دل انقلاب مشروطه تا نقش این شهر در نهضت انقلاب اسلامی، و حتی در اعتراضات مردمی دوره‌های مختلف، تبریز همیشه ایستاده است. نه از سر هیجان، بلکه از سر «فهم». روحیه‌ای که ریشه در فرهنگ آذربایجان دارد؛ فرهنگی که غیرت، عزت و سربلندی سه ستون اصلی آن است.

راهپیمایی امسال علاوه بر پیام‌های سیاسی، پیام فرهنگی مشخصی داشت. جملاتی که روی بنرها نوشته شده بود نشان می‌داد که روایت استکبارستیزی در حال بازتعریف است. دیگر تنها بر پایه تقابل سیاسی نیست. بلکه بر پایه خودباوری ملی و فردی است.

رسانه‌های تبریز نیز در این میان نقش مهمی دارند. رسانه تنها انتقال دهنده خبر نیست. شکل‌دهنده ادراک عمومی است. اگر رسانه بتواند مفهوم استکبارستیزی را با زبان قابل فهم امروز ارائه کند، نسل جوان با آن ارتباط برقرار می‌کند. اما اگر روایت همچنان کلیشه‌ای و تکراری باشد، طبیعی است که این مفاهیم از ذهن نسل جدید فاصله می‌گیرند.

بنابراین، بازگویی تاریخ به تنهایی کافی نیست. باید تاریخ را زنده کرد. باید نشان داد که مقاومت فقط در میدان نبرد نیست. گاهی مقاومت در نه گفتن به مصرف‌گرایی، تقلید بی‌تفکر و بی‌اعتنایی به هویت فرهنگی است.

آذربایجان شرقی به ویژه تبریز، با ظرفیت‌های فرهنگی، اقتصادی و دانشگاهی خود، می‌تواند پیشتاز در بازتعریف این مفهوم باشد. شهری که زمانی پیشگام در ایجاد نخستین روزنامه‌ها، نخستین انجمن‌های مردمی و نخستین حرکت‌های اجتماعی بود، امروز هم می‌تواند پرچم‌دار استکبارستیزی هوشمند باشد.

استکبارستیزی در تبریز نه یک رخداد تاریخی محدود به گذشته و نه یک شعار مراسمی است. این مفهوم در زندگی مردم این شهر جریان دارد. در رفتار کاسب بازار، در نگاه دانشجو، در تربیت مادر، در تلاش نوجوان‌ها برای آینده. تبریز یاد گرفته است که عزت را با چیزی معامله نکند. این روحیه، تا زمانی که باور شود و زندگی شود، هرگز خاموش نخواهد شد.

تبریز همچنان شهری است که «نه» را واضح، محکم و با آرامش می‌گوید.

نه به تحقیر.

نه به وابستگی.

نه به فراموشی هویت.

نه به استکبار ستیزی.

و همین «نه» است که تبدیلش کرده به شهری که هنوز می‌تپد، هنوز گرم است و هنوز الهام‌بخش.