شهر برای سالمندان؛ از مناسبسازی تا حق زندگی سالمندی دیگر یک موضوع محدود به حوزه بهداشت و درمان یا صندوقهای بازنشستگی نیست؛ سالمندی به یکی از مهمترین مسائل آینده شهرهای ایران تبدیل شده است. وقتی جمعیت سالمندان افزایش پیدا میکند، این تغییر فقط آمارهای جمعیتی را جابهجا نمیکند، بلکه شکل زندگی در شهر، نوع خدمات […]
شهر برای سالمندان؛ از مناسبسازی تا حق زندگی
سالمندی دیگر یک موضوع محدود به حوزه بهداشت و درمان یا صندوقهای بازنشستگی نیست؛ سالمندی به یکی از مهمترین مسائل آینده شهرهای ایران تبدیل شده است. وقتی جمعیت سالمندان افزایش پیدا میکند، این تغییر فقط آمارهای جمعیتی را جابهجا نمیکند، بلکه شکل زندگی در شهر، نوع خدمات عمومی و حتی تعریف ما از «شهر مناسب برای زندگی» را نیز تغییر میدهد.
اگر قرار است سالمند ایرانی بتواند با سلامت، امنیت، استقلال، کرامت و امکان مشارکت زندگی کند، بخشی از این مسئولیت مستقیماً بر دوش شهرهاست. سالمندی که برای عبور از یک خیابان، استفاده از حملونقل عمومی، رفتن به پارک، مراجعه به مراکز درمانی یا انجام یک کار روزمره با مانع مواجه است، عملاً از بخشی از زندگی اجتماعی شهر کنار گذاشته میشود.
شهر دوستدار سالمند صرفاً شهری نیست که چند نیمکت بیشتر در پارکهایش نصب کرده باشد یا رمپهایی در برخی معابر ایجاد کرده باشد. مناسبسازی زمانی معنا پیدا میکند که سالمند بتواند بدون وابستگی دائمی به دیگران در شهر حرکت کند، به خدمات دسترسی داشته باشد، ارتباط اجتماعی خود را حفظ کند و احساس کند شهر برای حضور او طراحی شده است.
در این میان، حملونقل عمومی اهمیت ویژهای دارد. سالمندان بیش از بسیاری از گروهها به دسترسی آسان، ایمن و قابل پیشبینی به وسایل حملونقل نیاز دارند. فاصله ایستگاهها، ارتفاع پلهها، وضعیت آسانسورها و پلهبرقیها، زمان عبور عابر پیاده و حتی نحوه اطلاعرسانی در ایستگاهها میتواند تعیین کند که یک سالمند تا چه اندازه امکان حضور مستقل در شهر را دارد.
از سوی دیگر، فضاهای عمومی شهر باید امکان تعامل اجتماعی را برای سالمندان فراهم کنند. پارکها، فرهنگسراها، کتابخانهها، مراکز محله و فضاهای عمومی میتوانند فقط محل حضور سالمندان نباشند؛ بلکه بستری برای مشارکت اجتماعی، انتقال تجربه و ارتباط میان نسلها باشند.
نگاه به سالمندان نیز باید تغییر کند. سالمند صرفاً فردی نیازمند مراقبت نیست. سالها تجربه، دانش، مهارت و سرمایه اجتماعی در اختیار این نسل قرار دارد و شهر میتواند از این ظرفیت استفاده کند. مشارکت سالمندان در فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی، به معنای استفاده از سرمایهای است که نباید با رسیدن به سن بازنشستگی از چرخه اجتماعی کنار گذاشته شود.
بنابراین، شهر دوستدار سالمند پیش از آنکه پروژهای عمرانی باشد، یک رویکرد حکمرانی شهری است؛ رویکردی که در آن تصمیمگیری درباره خیابان، حملونقل، مسکن، فضای عمومی، خدمات شهری و حتی فناوری، با این پرسش همراه باشد که این تصمیم چه اثری بر زندگی سالمندان دارد.
واقعیت این است که شهر مناسب سالمندان، در نهایت شهر مناسب همه شهروندان است. پیادهروی ایمن، حملونقل عمومی قابل دسترس، فضاهای عمومی مناسب و خدمات شهری در دسترس، فقط به سالمندان کمک نمیکند؛ کودکان، افراد دارای معلولیت، زنان باردار و بسیاری از شهروندان دیگر نیز از آن بهرهمند میشوند.
ایران برای مواجهه با آینده سالمندی فرصت محدودی دارد. اگر امروز شهرها را برای جمعیت سالمند فردا آماده نکنیم، فردا بخش مهمی از هزینههای این آمادگی را خانوادهها و خود سالمندان پرداخت خواهند کرد.
سالمندی یک مرحله از زندگی است، نه خروج از زندگی. شهر نیز باید به جای اینکه سالمندان را به حاشیه براند، امکان حضور، استقلال و مشارکت آنان را فراهم کند. آینده شهرهای ایران زمانی انسانیتر خواهد بود که بتوان در آنها با هر سنی، از کودکی تا سالمندی، با امنیت و کرامت زندگی کرد.
- نویسنده : علی همراز
- منبع خبر : یادداشت











































