میدان مینِ سکوت/ چشم‌انتظارانِ فریادِ شفافیت در روابط عمومی‌های قفل‌شده ادارات آذربایجان شرقی!
میدان مینِ سکوت/ چشم‌انتظارانِ فریادِ شفافیت در روابط عمومی‌های قفل‌شده ادارات آذربایجان شرقی!
در میان هیاهوی پر سر و صدای زندگی شهری، صدایی خاموش شده است؛ صدای خبرنگاران و رسانه‌هایی که سال‌ها پشت درهای بسته و دیوارهای سنگین برخی روابط عمومی‌های ادارات استان، فریاد شفافیتشان به گل نشسته. جایی که به جای پل ارتباطی، دیواری از سکوت و بی‌اعتنایی قد کشیده است. اکنون اما این چشم‌انتظاران، در انتظار روزنه‌ای هستند؛ روزنه‌ای که شاید با تغییر رویکرد و نفس تازه‌ای در روابط عمومی‌ها، بتوانند دوباره صدای خود را در دل سیستم حکمرانی به گوش برسانند. آیا این سکوت لعنتی شکسته خواهد شد؟

جارچی آذربایجان؛ سمیه گل محمدی/ رسانه‌ها و خبرنگاران، به‌عنوان بازوان اصلی انتقال پیام و حافظان شفافیت در هر جامعه، سال‌هاست که با یک معضل عمیق دست و پنجه نرم می‌کنند؛ روابط عمومی‌هایی که به جای نهادهای فعال و پاسخگو، تبدیل به دیوارهای بی‌صدایی شده‌اند که نه خبری در خود جای می‌دهند و نه اجازه عبور صدای دیگری را می‌دهند.

آذربایجان شرقی، منطقه‌ای با ظرفیت‌های عظیم رسانه‌ای و فرهنگی، این روزها یکی از پرچالش‌ترین فصول همکاری میان روابط عمومی ادارات و رسانه‌ها را تجربه می‌کند. سال‌ها سکوت، بی‌اعتنایی به درخواست‌های خبرنگاران، وعده‌های بی‌سرانجام و پاس‌کاری مسئولیت‌ها، فضای ارتباطی را از حالت تعاملی خارج کرده و آن را به معبری یک‌طرفه بدل ساخته است.

دلایل خاموشی: از محافظه‌کاری تا بی‌اعتمادی

مشکل کجاست؟ چرا این نهادها که باید زبان گویای مردم و سازمان‌ها باشند، امروز به زبان بسته‌ها بدل شده‌اند؟
پاسخ در ترکیبی از محافظه‌کاری بیش از حد، ترس از نقد، بی‌اعتمادی متقابل و ساختار بوروکراتیک پیچیده نهفته است که باعث می‌شود روابط عمومی‌ها به جای شفافیت، بیشتر نقش پیمانکاران تشریفات را بازی کنند.

حضور مدیران و کارکنانی که اولویت‌شان حفظ چهره و فرار از چالش است، به جای پاسخ‌گویی صریح و شفاف، باعث شده رسانه‌ها به تدریج از این نهادها فاصله بگیرند و دایره تعامل به تنگنا برسد.

اصغر زارع کهنمویی: امید یا آزمون سخت

در این میان، انتخاب اصغر زارع کهنمویی به‌عنوان مدیرکل جدید روابط عمومی استانداری آذربایجان شرقی، بارقه امیدی را در دل اهالی رسانه روشن کرده است. شخصی که سابقه‌اش در رسانه‌ها و اشرافش به فضای خبرنگاری، به رسانه‌ها این نوید را داده که شاید مردگان متحرک روابط عمومی‌های استان جان تازه‌ای بگیرند.

اما واقعیت تلخ این است که فشارهای ساختاری و مقاومت در برابر تغییر، کار را دشوار می‌کند.

خبرنگاران انتظار دارند که زارع کهنمویی فقط نقشی نمادین نداشته باشد، بلکه دست به اقدامی عملیاتی و بنیادین بزند. آنها خواهان ایجاد کانال‌های ارتباطی مستمر، پاسخگویی واقعی و پایان دادن به فضای بسته و بی‌اعتمادی هستند.

راهکارهای برون‌رفت از میدان مین سکوت

برای برون‌رفت از این وضعیت بغرنج، چند راهکار اساسی پیشنهاد می‌شود:

۱- ایجاد سامانه‌های پاسخگویی شفاف و آنلاین: جایی که خبرنگاران بتوانند به طور مستقیم و مستمر با روابط عمومی‌ها در تعامل باشند و پاسخ‌های رسمی دریافت کنند.

۲- برگزاری نشست‌های خبری آزاد و منظم: به جای جلسات محدود و گزینشی، باید فرصتی برای همه رسانه‌ها فراهم شود تا صدای خود را به طور برابر بیان کنند.

۳- تشکیل کمیته‌های مشورتی رسانه‌ای: شامل نمایندگانی از رسانه‌های مستقل که بتوانند نقش نظارتی و راهبردی بر عملکرد روابط عمومی‌ها داشته باشند.

۴- آموزش تخصصی نیروهای روابط عمومی: ارتقای سطح تخصص و مهارت کارکنان برای درک بهتر نیازهای رسانه و ایجاد فضای همکاری.

۵- شفاف‌سازی عملکرد و انتشار گزارش‌های دوره‌ای: به دور از زرق و برق تبلیغات، گزارش‌های واقعی و قابل سنجش عملکرد روابط عمومی‌ها باید در دسترس عموم و رسانه‌ها قرار گیرد.

پایان؛ آغاز یک مسیر تازه؟

رسانه‌ها دیگر تحمل سکوت و بی‌اعتمادی را ندارند. آنها می‌خواهند صدایشان شنیده شود، سوالاتشان پاسخ داده شود و نقش واقعی خود را در ساختن جامعه‌ای شفاف و پاسخگو ایفا کنند. اگر روابط عمومی‌های ادارات استان بتوانند این مسیر را انتخاب کنند، نه تنها خود را از دام انزوا نجات داده‌اند، بلکه باعث بازسازی اعتماد عمومی و ارتقای کیفیت حکمرانی خواهند شد.

اما اگر این فرصت به دست نیاید، شاید سال‌های آینده نیز، فقط نام روابط عمومی باقی بماند، و عملکرد آنها همچنان در سایه خاموشی و عدم پاسخگویی محصور بماند.