جارچی آذربایجان؛ سمیه گل محمدی/ صدای اذان ظهر در کوچههای قدیمی تبریز پیچیده، بوی آش رشته از مغازهای کوچک میآید، و همزمان چند جوان با لهجهی عربی آرام از کنار بازار کرهنی خانه رد میشوند. سرشان پایین است، حرفی نمیزنند. یکیشان که اسمش احمد علی است، دانشجوی سال دوم پزشکی دانشگاه تبریز است. وقتی از او میپرسم از حضورش در این شهر چه حسی دارد، با مکثی میگوید: ما عاشق تبریزیم… ولی انگار تبریز هنوز ما رو کامل نپذیرفته است.
این جمله، شروع یک قصهی عمیقتر است؛ قصهی حضور صدها دانشجوی خارجی، عمدتاً عراقی، که سالهاست در دانشگاه تبریز مشغول تحصیلاند اما این روزها با موجی از قضاوتها و حرفهای یکطرفه مواجه شدهاند.
دانشگاه، دروازهای برای جهانی شدن تبریز
دانشگاه تبریز، بهعنوان یکی از قطبهای علمی کشور، سالهاست که میزبان دانشجویان خارجیست. آمار رسمی نشان میدهد که دهها دانشجوی بینالمللی، از عراق، ترکیه، جمهوری آذربایجان و دیگر کشورها، در رشتههای پزشکی، مهندسی، کشاورزی و علوم پایه مشغول به تحصیلاند. این دانشجویان نه فقط بار علمی دانشگاه را سنگینتر کردهاند، بلکه باعث شدند تبریز، شهری دانشگاهی با چهرهای جهانیتر شود.
یکی از اساتید در دانشگاه تبریز، در گفتوگویی کوتاه با جارچی آذربایجان میگوید: دانشجوهای خارجی فقط مهمان نیستند، بخشی از بدنهی علمی ما هستند ،بعضی از آنها در کلاسهای من از خیلی از دانشجویان بومی بهتر مطالب را تحلیل میکنند!
نگاه جامعه، دو پاره و گاهی ناعادلانه
با این حال، در سطح شهر نگاهها همیشه خوشایند نبوده برخی حضور این دانشجویان را با پیشداوریهایی گره زدهاند: افزایش قیمت اجارهخانه، تفاوت فرهنگی، یا حتی شایعاتی بدون سند.
خانم صادقی، صاحبخانهای در یکی از محلات تبریز است که چند سالی خانهاش را به دانشجویان عراقی اجاره داده، اما روایت دیگری دارد:اولش خودمم نگران بودم… ولی باور نمیکنید چقدر مؤدب و مرتباند ، حتی چند بار مهمونم کردند به غذای عراقی، مزهش هنوز زیر زبونمه!
اقتصاد محلی؛ تاثیر مثبت اما نادیده گرفتهشده
حضور دانشجویان خارجی فقط یک ماجرای فرهنگی یا دانشگاهی نیست. هر دانشجوی خارجی که در تبریز زندگی میکند، ماهانه میلیونها تومان در شهر هزینه میکند: از اجارهخانه گرفته تا خرید لباس، غذا، تاکسی، درمان و حتی تفریح.
یک گزارش اقتصادی داخلی دانشگاه نشان میدهد که تنها دانشجویان عراقی سالانه بیش از چند میلیارد تومان گردش مالی غیرمستقیم در اقتصاد شهر ایجاد میکنند.
آقای یوسفی، صاحب یک فروشگاه پوشاک در خیابان شریعتی، با لبخند میگوید: راستش را بخواهید، اگر این دانشجوها نبودند، نصف مغازهدارا باید کرکرهها رو میکشیدند پایین. کلی خرید میکنند، کلی دوست و آشناشونو هم میارن تبریز برای خرید.»
گردشگریِ ناخواسته، اما مؤثر
نکتهی جالب اما اینجاست که بسیاری از خانوادههای این دانشجویان، در زمانهای مختلف به تبریز سفر میکنند. برای دیدن فرزندانشان، برای درمان یا حتی گردش. و این یعنی توسعهی بیسروصدای گردشگری سلامت و خانوادگی.
یک راننده تاکسی در ترمینال تبریز تعریف میکرد: یک بار یک خانواده عراقی را از فرودگاه بردم به بیمارستان. مادرشون مریض بود. بعد از اون بارها بهم زنگ زدند. حالا نه فقط مشتریمنان، که دو سه خانواده دیگه هم بهم معرفی کردند. اونا قدر ما رو میدونند، ما هم باید مهموننواز باشیم.
دلهای کوچک در غربت بزرگ
شاید مهمترین بخش این داستان، بعد انسانی آن باشد. دانشجویانی که کیلومترها دورتر از خانه، با زبانی جدید، فرهنگی متفاوت، و فضایی غریب، در حال ساختن آیندهای برای خودشان هستند. در حالی که نه خانوادهای کنارشان است، نه حمایت روانی محکمی.
زهرا، دختر جوانی از عراق که دانشجوی داروسازیست، در سکوتی بغضآلود گفت:تو کشور خودم زنها محدودن، اینجا دارم نفس میکشم… ولی بعضی وقتا یه نگاه سنگین، همه این آزادی رو تلخ میکنه.
دیدن نیمهی روشنتر
همهچیز به نگاه ما بستگی دارد. اگر بخواهیم، میتوانیم حضور این دانشجویان را تهدید ببینیم؛ اما اگر کمی منصفانهتر، عمیقتر و آیندهنگرتر نگاه کنیم، فرصتهایی پنهان در همین حضور آرام نهفته است.
دانشجویان خارجی نه تنها به دانشگاههای ما اعتبار بینالمللی میدهند، بلکه پیوندی فرهنگی، اقتصادی و انسانی میان ایران و دیگر ملتها ایجاد میکنند. آنها نه رقیباند، نه مزاحم. بلکه فرصتی برای بهتر دیدن خودمان و جهان اطرافمان.
شاید وقت آن رسیده باشد که در آینهی حضور این میهمانان، تصویری دقیقتر از خودمان ببینیم.











































