جارچی آذربایجان؛ سمیه گل محمدی/ در سالهای اخیروحدت ملی به یکی از اصلیترین اهداف عملیات روانی و رسانهای غرب علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. دشمنان ایران با درک این واقعیت که فشار اقتصادی یا تحریمهای سیاسی بهتنهایی توان تغییر معادلات داخلی را ندارند تمرکز خود را بر ایجاد گسلهای اجتماعی، قومیتی و هویتی گذاشتهاند، پروژهای که دیماه امسال نیز نمودهای آشکاری از آن دیده شد.
بر اساس تحلیل کارشناسان مسائل راهبردی آنچه امروز از سوی غرب علیه ایران دنبال میشود نه یک تقابل کوتاهمدت بلکه فرسایش اجتماعی است؛ فرسایشی که هدف نهایی آن تضعیف اعتماد عمومی و مخدوشسازی همبستگی ملی است. این پروژه با استفاده همزمان از رسانههای فراملی، شبکههای اجتماعی، شایعهسازی و بزرگنمایی نارضایتیها، تلاش دارد تصویری شکننده از جامعه ایرانی ارائه دهد.
دیماه؛ بازخوانی یک سناریوی تکراری
حوادث دیماه را نمیتوان جدا از این چارچوب کلان تحلیل کرد در این مقطع دشمنان خارجی تلاش کردند با برجستهسازی برخی رخدادها و القای روایتهای هدفمند فضای روانی جامعه را ملتهب نشان دهند اما آنچه در میدان واقعی جامعه رخ داد فاصله معناداری با تصویرسازی رسانههای معاند داشت.
کارشناسان اجتماعی معتقدند که یکی از دلایل ناکامی این سناریو بلوغ اجتماعی جامعه ایران است جامعهای که تجربه سالها فشار، تحریم و جنگ روانی را پشت سر گذاشته و نسبت به الگوهای تکراری تحریک افکار عمومی، حساس و هوشیار شده است.
آذربایجان شرقی؛ پیوند هویت محلی و ملی
استان آذربایجان شرقی و شهر تبریز همواره یکی از نقاط تمرکز رسانههای معاند در پروژههای قومیتی بوده است. تلاش برای القای دوگانههای ساختگی میان هویت محلی و هویت ملی بخشی از همین برنامه بوده اما واقعیت میدانی خلاف این روایت را نشان میدهد.
تبریز شهری با پیشینه تاریخی در دفاع از استقلال و تمامیت ایران بارها ثابت کرده که هویت آذربایجانی نه در تقابل بلکه در امتداد هویت ایرانی تعریف میشود. حضور پررنگ مردم این استان در بزنگاههای ملی نشاندهنده شکست پروژههایی است که بر اختلافافکنی قومی سرمایهگذاری کردهاند.
یکی از تحلیلگران مسائل قومی در گفتوگو با جارچی آذربایجان تأکید میکند: دشمنان ایران تصور میکنند تنوع قومی نقطه ضعف است، در حالی که همین تنوع، اگر درست فهم و مدیریت شود، به سرمایه اجتماعی تبدیل میشود.
جنگ روایتها؛ میدان اصلی تقابل
امروز بیش از هر زمان دیگری میدان نبرد از خیابان به روایت منتقل شده است. غرب با بهرهگیری از قدرت رسانهای خود تلاش میکند روایت مسلط از تحولات داخلی ایران را به نفع خود بازتعریف کند. در این میان هر حادثهای صرفنظر از ابعاد واقعی آن میتواند به ابزاری برای القای بیثباتی تبدیل شود.
کارشناسان رسانه معتقدند که سرعت بالای انتشار اخبار جعلی و تحلیلهای جهتدار، مهمترین سلاح دشمن در این جنگ است. با این حال افزایش سواد رسانهای و رشد رسانههای بومی و محلی بهویژه در استانهایی مانند آذربایجان شرقی نقش مهمی در خنثیسازی این عملیات ایفا کرده است.
دشمنی غرب تا کجا ادامه خواهد داشت؟
پرسش مهم این است که تقابل غرب با ایران تا چه زمانی و با چه هدفی ادامه مییابد؟ تحلیلگران روابط بینالملل بر این باورند که این دشمنی بیش از آنکه مقطعی باشد، ماهیتی ساختاری دارد. استقلال سیاسی ایران نقش منطقهای و ایستادگی در برابر نظم مطلوب غرب دلایل اصلی تداوم این تقابل است.
با این حال تجربه نشان داده که هرچه فشارها پیچیدهتر شده جامعه ایران نیز راههای تازهتری برای حفظ انسجام خود یافته است. دشمنان ایران اگرچه ابزارهای متنوعی در اختیار دارند اما در فهم عمیق بافت اجتماعی ایران دچار خطای محاسباتی هستند.
نقش رسانههای محلی در حفظ وحدت
در این میان نقش رسانههای محلی از جمله پایگاههای خبری فعال در تبریز و آذربایجان شرقی بیش از پیش اهمیت یافته است. این رسانهها بهدلیل ارتباط نزدیک با مردم و شناخت دقیق مسائل بومی میتوانند روایتهای دقیقتر و واقعیتری ارائه دهند و مانع از نفوذ روایتهای تحریفشده شوند.
یک کارشناس ارتباطات در اینباره میگوید: رسانه محلی، خط مقدم دفاع از وحدت ملی است چون هم زبان مردم را میفهمد و هم دغدغههای واقعی آنها را.
*
دیماه گذشت اما یک پیام روشن از دل آن باقی ماند؛ وحدت ملی در ایران، مفهومی شعاری و شکننده نیست بلکه ریشهدار، تجربهشده و مقاوم است. دشمنان غربی اگرچه همچنان بر طبل اختلاف میکوبند اما واقعیت جامعه ایران از تبریز تا جنوب، از شرق تا غرب چیزی فراتر از محاسبات آنهاست. وحدتی که هدف گرفته شد، نهتنها مخدوش نشد بلکه بار دیگر خود را بهعنوان نقطه اتکای ایران در برابر طوفانها نشان داد.












































